دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

398

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

توليد مىشده است « 1 » . اولئاريوس گزارش مىدهد كه پارچه‌هاى كاشان و يزد با پيكره‌ها و كتيبه‌ها تزيين شده است و تاورنيه مىنويسد كه ابريشم‌كاران كاشان زيباترين ، « قاليها و پارچه‌هاى زربفت و سيم‌بافت » كل ايران را تهيه مىكنند « 2 » . پىيترو دلاواله سه نوع محصول ابريشمى را در كاشان مشخص مىكند : كمربندهاى دراز و پهن براى مردان كه چندبار دور كمر مىپيچند و اغلب با طلا و يا بدون آن با نقوش دلچسب گل و برگ ساخته مىشود ؛ پارچه‌هاى ابريشمى بدون زربفت ولى مزين به كتيبه‌ها و نقوش انسانى ( مردان و زنان ) و حيوانى ؛ و پارچه‌هاى ابريشمى كه زربفت و سيم‌بافت است و از اين لحاظ با قبلى فرق دارد و براى زنان ، بالش‌ها ، ملافه‌ها ، و ساير احتياجات محلى به كار مىرود « 3 » . همچنين رافائل دومان « 4 » توليد پارچه‌هاى طرح پيكره‌اى ابريشمين را در اصفهان تأييد مىكند و قبلا اشاره كردم كه كارگاههاى بافندگى سلطنتى در اصفهان در ميان چيزهاى ديگر انواع و اقسام پارچه‌هاى مصرفى سلطنتى را تهيه و توليد مىكردند . تبريز را با اينكه شاردن مىنويسد كه از نظر اهميت ، اندازه ، غنا و حجم تجارت و جمعيت در درجه دوم قرار دارد و پر از هنرمندان و هنرورزانى است كه هركدام در توليد پارچه‌هاى پنبه‌اى ، ابريشمى ، و زربفت سررشته دارند ، ولى منابع ديگر كمتر از آن ذكر مىكنند . در تبريز زيباترين دستارها توليد مىشد و سالانه شش هزار بار ابريشم به عمل مىآمد . شيلينگر هم در حوالى سال 1700 م . به اين اطلاعات صحه مىگذارد ؛ او علاوه بر آن مىنويسد كه در تبريز پارچه‌هاى كتانى زيبائى توليد مىشود كه در جاهاى ديگر همتا ندارد « 5 » . مشكل انتساب پارچه‌هاى مختلف به اين مراكز به دشوارى همان انتساب قاليها است و فقدان معيارهاى موثق مانع از آن مىشود كه من بتوانم نتايج مفصل درباره خاستگاههاى آنها ارائه دهم . پارچه‌هايى كه داراى تاريخ توليد باشند ، بسيار كميابند . به دليل تزيين مسلط كتيبه دو « پارچه ابريشمى مركب » به تاريخ 1545 م . و 1669 م . مشكل بتوان اشاراتى درباره پارچه‌هاى طرح گياهى و طرح پيكره‌اى بدست آورد . هشت طاقه پارچه كه داراى امضا و رقم « غياث » است ( عكس 18 ) تا حدودى كمك مىكنند . فيليس اكرمن شرح حال جالب و مفصلى از غياث تهيه كرده است « 6 » . ولى متأسفانه تاريخ او را نمىدانيم و او را نقشبند و گلابتون‌دوز نوشته‌اند كه در يزد متولدشده و در آنجا دم‌ودستگاهى بهم‌زده و متعلق به محفلى بوده كه با دربار شاه عباس اول رفت‌وآمد داشته‌اند . نام او از مرزهاى ايران فراتررفته و پارچه‌هاى او با قيمت گزافى خريد و

--> ( 1 ) - نينوخسوس ، ص 100 . ( 2 ) - الئاريوس ، ص 601 . تاورنيه ، جلد 1 ، ص 80 . ( 3 ) - دلاواله ، جلد 2 ، بخش 1 ، ص 151 به بعد . ( 4 ) - دومان ، صص 186 ، 195 . ( 5 ) - شاردن ، جلد 2 ، صص 320 ، 8 - 327 . شيلينگر ، ص 149 . ( 6 ) - اكرمن « غياث بافنده » ص 9 .